چرا این روزها همه از بورس حرف می‌زنند؟

بورس

 بیش‌از ۸۰ درصد سهام‌ها در بورس، در دست هلدینگ‌ها و شرکت‌های خصولتی‌ است و درصد کمی

ازاین سهام دردست مردم است،بنابراین هر اتفاقی که دراین شرکت‌هابیافتد،فرقی به حال مدیران

این شرکت‌ها نمی‌کند، چرا که نه می‌خرند و نه می‌فروشند اما برای مردم فرق می‌کند.

 

با پیمان حاضر در ادامه مطلب همراه باشید ….

 

 

 در کشورهایی مانند آمریکا که بازار سرمایه نماد توسعه اقتصاد است، بخش عمده‌ای از درآمد

ناخالص ملی را تشکیل می‌دهد و یکی از مواردی که وضعیت خوب یا بد بازار را نشان می‌دهد،

شاخص بورس است وبالا وپایین رفتن این شاخص،به نوعی سیگنال انتظارات مردم از فعالیت

اقتصادی شرکت و تداوم ارتباط و عکس آن ضرر و زیان وارد شده است.

 تاریخچه بورس ایران : بورس ایران پس از تعطیلی چندساله، از سال ۷۴ مجددا فعالیت خود

را آغاز کرد ، در سال ۱۳۷۶ که آقای مطهری دبیر سازمان بورس کارگزاران شدند ، بورس هشت

درصد  اقتصاد ایران  در آن  زمان را تشکیل می‌داد. از سال ۱۳۸۴به بعد، بورس و بازار سرمایه

توجه ویژه‌ای شد.

در کشور ما اقتصاد زیر زمینی ۶۰ درصد کل اقتصاد را تشکیل می‌دهد که بانک محور بوده و بازار

سرمایه کم‌تربه آن توجه می‌شود،ازسال ۱۳۸۹دولت و وزارت اقتصاد، همواره شاخص رشد بورس

را به عنوان رشد تلقی می‌کردند و به هر روشی سهام دولتی را در سیاست خصوصی‌سازی عرضه

می‌کردند.

بورس،بازاری است که هرکس که می‌خواهدسودبیش‌تری کندوپول نقدی دارد؛پول را در این بازار

سرمایه‌گذاری می‌کندوهرکس ریسک‌پذیری کم‌تری دارند،پول رادربانک می‌گذارد،بورس باجمع‌آوری

پول‌های کوچک، سرمایه در گردش شرکت و توسعه اقتصادی را فراهم می‌کند.

بازار اولیه در بورس،بازاری‌ است که سرمایه مستقیما واردشرکت می‌شودوبازار ثانویه مربوط به

زمانی‌ است که این پول وسرمایه دست به دست میان مردم می‌چرخد، بورس ایران در بازار اولیه

آن چنان فعال نبوده ‌است وعمده فعالیت آن درمرحله ردوبدل شدن ‌سهام ویا به عبارتی سفته‌بازی

است.

میزان سهام دربخش مردمی:نزدیک به۳۵سال است که سهام دولت قراراست به مردم فروخته شود،

اما تاکنون هرچه فروخته ‌شده در رده دوم بوده و یا به دست خصوصی‌ها رسیده‌است و تا دو سال

پیش، تنها ۱۰ تا ۱۵ درصد سهام دست بخش مردمی بود.

در دو سال اخیر، دولت احتیاج پیدا کرده‌ تا بازار را فعال کند و به دلیل سیاست تک نرخی شدن

ارز جهانی، ارزش پول ملی کاهش یافت و هر زمان که نیاز است تا ارز تک نرخی شود، باید پول

به بازارتزریق شود.

 درسال ۹۷به دلیل عدم تزریق ارز تجار و شرکت‌های خصوصی به بازار، در مرداد ماه قیمت ارز

به۶ هزار تومان افزایش یافت، سپس دولت ارز با عنوان ارز نیمایی با قیمت هشت هزارتومان

معرفی کرد تا بتواند  بازار را کنترل کند . دلار  تا مرز ۱۸ هزار  تومان  در آن زمان نیز  رسید و

هزینه‌های زندگی چندبرابر شد و پس از بازگشت ارز به قیمت قبل هزینه‌ها تغییری نکرد و این

اولین ضربه به اقتصاد بود.

 مردم به دلیل سودکم بانک‌ها، پول را از بانک خارج کرده و به خرید دلار،طلا ویا تزریق پول

به بازار موازی  و یا بازار سرمایه روی آوردند . عرضه  جدیدی  وجود نداشت  و بیش‌تر پول

تزریق‌شده به بازاربورس به سمت سفته‌بازی رفت.

 نوسانات اخیر بازار بورس : شرکتی در عرض یک سال، قیمت سهامش ۱۰برابر شده است در

حالی‌که تغییری در افزایش تولید آن شرکت وجود ندارد و صرفا به دلیل تزریق پول به  اوج

قیمت خود رسیده‌است که عده‌ای می‌گوینداین حباب است امادولت،پشتیبان بازار سرمایه

است .

برای مثال سهام شستا در دست اول توسط تامین اجتماعی خریداری شده‌ تا از سود آن بتواند

حقوقبازنشستگان را تامین کند ودر دست دوم توسط مردم خریداری می‌شود، درحال حاضر یا

بایددرطرح جدید قراربگیردویابایدبدهی‌هایش راپرداخت کند.دولت نیزبافروش شرکت، پولش

را دریافت می‌کند . باتوجه به کسری بودجه ، فروش دارایی‌های دولتی در دستور کار است و به

همین‌دلیل دولت نیاز به پولدارد  و با گرم کردن این تنور ، خیال سرمایه‌گذاران  را راحت می‌کند

ومردم نیز از افزایش پول خودخوشحال هستند ؛ چرا که سود سپرده ۲۰درصد است ، درحالی‌ که

بازده بازار سرمایه در سال گذاشتهحداقل ۴۰۰ درصد بود.

درسال۹۵زمانی که صندوق‌های قرض‌الحسنه غیرمجاز مانندمیزان،ثامن‌الحجج و.. پول مردم را

خوردند،بانک ‌مرکزی اعلام کرد که ما از قبل به مردم هشدار داده‌ بودیم که در این‌گونه صندوق‌ها

سرمایه‌گذاری نکنید، اما حال می‌توانیم مقداری از ضررتان را جبران کنیم و با تبدیل سود از ۳۰

درصد به ۸ درصد پولآن‌ها را ذره ذره بازگرداندند.

هم‌چنین درهمان زمان رئیس جمهور،وزیر ورئیس بانک مرکزی به مردم هشدار دادندکه پول‌هایتان

رادر بانک‌ها و صندوق‌های مجاز قراردهید و مردم به حرف آنان گوش دادند، اما با تک نرخی شدن

ارز وکاهش ارزش پول ملی،سپرده‌های مردم ازنظر قدرت خرید به تدریج به۲۰ تا ۲۵ درصد وپس از

آن به ۱۰درصد تغییر یافت، به‌همین دلیل مردم خیلی به اینگونه صحبت‌های حمایتی اعتماد ندارند.

 سودوزیان وارده دربازارسرمایه:مقررات نظارتی خوبی همچون حسابرس ومقام ناظربر بازار

سرمایهوجود دارد، اما این‌که چه سهمی باید خریده ‌شود باید با عقل و شغل خود فرد سنجیده‌

شود، بنابرایناگر سهمی خریداری شود و خریدار سود کند، سود متعلق به اوست و اگر قیمت سهم

کاهش یابد، ضررنیز متعلق به خریدار است.

بنابراین دوتفکر وجوددارد؛تفکر اول اعلام می‌کندکه سرمایه‌گذاری دراین بازارخوب وسودآور

است،اگر تمام این پول‌ها وارد چرخه تولید و توسعه اقتصاد می‌شد، این حرف درست بود، ما

در محیطیفعالیت می‌کنیم که تعداد سهم و شرکت مشخص است. وقتی پول وارد این بازار

می‌شود و تقاضادر این بازار زیاد می‌شود درحالی‌که عرضه همان مقدار قبل است، بنابراین قیمت

بالا می‌رود.در چنین شرایطی در همه کشورها وقتی قیمت سهمی بالا می‌رود فورابه هیئت مدیره

گفته می‌شودتا دلیل را اعلام کنند واگر بی‌دلیل این نوسان قیمت اتفاق افتاده ‌است باید توضیح

دهد که در شرکتهیچ اتفاقی نیافتاده و هیئت مدیره هیچ مسئولیتی را نمی‌پذیرد.

 درحال حاضربه حساب‌رسان خصوصی ظلم می‌شود،چرا که همه کارهای اورامی‌گیرندوبه سازمان

حساب‌رسی می‌دهندکه این موضوع،خلاف سیاست‌های اجرایی کاهش بنگاه‌داری وتصدی گری و

حمایت از کسب‌وکار مردمی‌ است.

 نوسانات اخیر بازار بورس ا: در همه کشورها، وقتی نوسان قیمت سهمی بیش‌تر از ۱۰ درصد

می‌شود،   سهم را می‌بندند تا هم نسبت به از دست دادن پول توسط عده‌ای و هم از به‌دست

اوردن بی‌دلیل پولتوسط عده‌ای دیگرجلوگیری کنند؛امادرکشورپس از برکناری رئیس سازمان

بورس، نوسانات به مقدار بسیار  زیادی افزایش یافت ، اما هیچ ‌یک ازرووسای شرکت‌ها تاکنون

هیچ توضیحی درباره دلیل اینافزایش نوسان قیمتی نداده‌اند.

 بیش‌از ۸۰ درصد سهام‌ها در بورس، در دست هلدینگ‌ها و شرکت‌های خصولتی‌ است و درصد

کمی از این سهام  در دست مردم است ، بنابراین هر اتفاقی که در این شرکت‌ها بیافتد، فرقی به

حال مدیران نمی‌کند، چرا که نه می‌خرند و نه می‌فروشند و وقتی کارشان تمام شد جایشان را

عوض می‌کنند، اما به حال مردمی که با هزار امید و آرزو پول خود را در این بازار قرارداده‌اند

تا به وسیله آن بتوانند پول جهیزیه، شهریه دانشگاه و یا غیره را تهیه کنند و این پول تمام ثروت

آنهاست، فرق خواهد کرد. عدم توجه به کاهش ارزش پول ملی : در زمان ریاست جمهوری بوریس

یلتسین(نخستین رئیس جمهور روسیه)،یک دلارمعادل۳هزارو ۶۰۰ روبل روسیه بود،پس از رفتن

یلتسین به امریکا وبازگشت به روسیه، هر دلار معادل ۴ هزار و  ۵۰۰ روبل روسیه شد، پس از این

اتفاق، اولین کاری که انجام دادند اخراج‌کردنوزیر دارایی و رئیس بانک مرکزی بود، چرا که آنان

مسئول این اتفاق بودند.

 عده‌ای درحال حاضر می‌خواهند تاسهم عمده بخرندوبه‌همین دلیل همه راتشویق به گرفتن کد

معاملاتیکرده وباکدهای آنان نیز دربازار بورس فعالیت می‌کنندکه این موضوع یادآور کد فروشی

اقتصادی استو متاسفانه در کشور تخصص کدفروشی نهادینه شده ‌است.

 

منبع : ایسنا 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *